فرش ؛ هنر ذهن و دستان بانوان ایرانی

مطمئنا هر کشوری کالایی دارد که از آن به عنوان نماد تمدن و فرهنگ کشورش یاد میشود مثلا فرش های دستبافت ایرانی نماد سرزمین ما در بین اقوام ایران و جهان هستند. این فرش های زیبا که روح انسان را نوازش میکنند هنر دستان بانوان ایرانی است که با عشق و ذهنی پر از زیبایی و رنگ و طرح آن را بافته اند

فرش ؛ هنر ذهن و دستان بانوان ایرانی

از آنجا که ذهن انسان، ماندن در نقطه ای امن را بهتر می داند نسبت به حرکت کردن به سمت خواسته ای که صرفا آن را در ذهن می پروراند و چیزی در آینده آن نمی بیند، این چنیین استدلالی باعث میشود تا ما برای مدتی طولانی در نقطه ی امنی که برای خود ساخته ایم بمانیم. غافل از آن که انسان نیاز دارد که هم ذهن وهم جسم خود را رو به سوی ایده و کاری که آن  را دوست دارد و در آن مهارت دارد حرکت بدهد ؛ چه در شهری پیشرفته و صنعتی وَ چه در روستایی کوچک در همین نزدیکی ها

مطمئنا هر کشوری کالایی دارد که از آن به عنوان نماد تمدن و فرهنگ کشورش یاد میشود. مثلا فرش های دستبافت ایرانی نماد سرزمین ما در بین اقوام ایران و جهان هستند. این فرش های زیبا که روح انسان را نوازش میکنند هنر دستان بانوان ایرانی است که با عشق و ذهنی پر از زیبای و رنگ و طرح آن را بافته اند. آنقدر که حتی اگر یک خارجی که شاید از فرهنگ ایران چیزی نداند، با دیدن  چنین فرش هایی که هریک از نقشها ی آن حرفی برای گفتن دارد، او راعلاقمند به دانستن این میکند که این آرامش روحی از کجا می آید و قطعا طالب فرش های ایرانی میشود. اینطور بگویم که امکان ندارد با دیدن یک فرش دستبافت ایرانی  انسان محو زیبایی آن نشود.


از میان شهرهای ایران که در این زمین شهرت ملی و جهانی دارند، میتوان اشاره کرد به فرشهای دستبافت اصفهان و کرمان. جالب است بدانید حتی برخی از این فرش ها در موزه های خارجی نگهداری میشوند.
از بین طرحهایی که در فرشهای دستباف اصفهان به کار می رود، طرح شاه عباس، اسلیمی و درختهایی که حیواناتی بر بالای هستند، طرحهای پر کاربرد و رایج است. همچنین از جمله طرح‌های معروفی که در کارگاه‌های قالی بافی کرمان بافته می‌شود، میتوان اشاره کرد به طرح‌هایی چون سبزی‌کار، طرح‌های تصویری و افشان که بهترین طرح‌های سبزی‌کار اغلب در حوزه قالیبافی راور بافته می‌شود. و مهم‌ترین آنها عبارتند از: طرح حافظ، لیلی و مجنون، خیام و منظره.

بعنوان حُسن ختام لازم است بگویم که با توجه به استعداد ها و هنرهای که روستایان در ارتباط با هنرهای دستی دارند، کار روستایان بر خلاف افکار عموم  تنها کشاورزی نیست. وَ اگر مسئولان بتوانند با توجه به قابلیت و پتانسیل هر روستا از آنها حمایت کنند، مطمئنا عصر بزرگی در دوره کار آفرینی در روستا پدید می آید که میتوان معضلاتی اجتماعی همچون بیکاری، ناامیدی، به هدر رفتن استعدادها و عقب ماندگی صانیع دستی محلی را حل کرد